امروز با گرمایی که حاصل از آفتاب صبح تابیده شده از پنجره به روی تختم بود و داشت کم کم بخارم میکرد بیدار شدم با لباس ست سبز تیره ام که بی شباهت به قورباغه نبودم روونه ی آشپزخونه شدم محض پیدا کردن یه چیزی برای خوردن صبحانه قطعا خانواده صبحونشون رو مثل همیشه زودتر از من خورده بودن چون مثل من تا لنگ ظهر نمیخوابن البته من اعتقادی به لنگ ظهر بودن ساعت ۱۰ و نیم صبح ندارم بعد خوردن صبحونه پناه بردم به گوشی و گذروندن وقت البته بهتره بگم هدر دادنش ساعت به ۶ رسید و یواشکی نوشت گل گیسو...
ما را در سایت یواشکی نوشت گل گیسو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 57
تاريخ: دوشنبه
27 شهريور
1402 ساعت: 18:38